مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

28

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

قالوا : ولمّا كان في اليوم الثّالث ، عاد عبد اللّه بن عبّاس إلى الحسين فقال له : يا ابن عمّ ، لا تقرب أهل الكوفة ، فإنّهم قوم غدرة ، وأقم بهذه البلدة ، فإنّك سيّد أهلها ، فإن أبيت ، فسر إلى أرض اليمن ، فإنّ بها حصونا وشعابا ، وهي أرض طويلة عريضة ؛ ولأبيك فيها شيعة ، فتكون عن النّاس في عزلة ، وتبثّ دعاتك في الآفاق ، فإنّي أرجو إن فعلت ذلك ، أتاك الّذي تحبّ في عافية . قال الحسين عليه السّلام : يا ابن عمّ ، واللّه إنّي لأعلم أنّك ناصح مشفق ، غير أنّي قد عزمت على الخروج . قال ابن عبّاس : فإن كنت لا محالة سائرا ، فلا تخرج النّساء والصّبيان ، فإنّي لا آمن أن تقتل ، كما قتل ابن عفّان ، وصبيته ينظرون إليه . قال الحسين عليه السّلام : ما أرى إلّا الخروج بالأهل والولد . فخرج ابن عبّاس من عند الحسين . « 1 » الدّينوري ، الأخبار الطّوال ، / 243 - 244

--> ( 1 ) - چون حسين عليه السّلام تصميم به بيرون آمدن از مكّه گرفت وشروع به آماده شدن فرمود ، خبر به عبد اللّه بن عبّاس رسيد . به ديدار آن حضرت آمد وگفت : « اى پسر عمو ! شنيده‌ام قصد رفتن به عراق دارى . » فرمود : « آرى ! چنين تصميمى دارم . » عبد اللّه گفت : « اى پسر عمو ! تو را به خدا سوگند از اين كار منصرف شو ! » فرمود : « تصميم گرفته‌ام واز حركت چاره‌اى نيست . » ابن عبّاس گفت : « آيا به جايى مىروى كه أمير خود را بيرون كرده وسرزمينهاى خود را به تصرّف خويش درآورده‌اند ؟ اگر چنين كرده‌اند ، برو ! ولى اگر تو را به سوى خود دعوت كرده‌اند ، ولى اميرشان همان جاست وكارگزاران أو از ايشان خراج مىگيرند ، همانا تو را براي جنگ كردن فراخوانده‌اند ودر أمان نيستم كه تو را رها نكنند واز يارى تو دست برندارند . همچنان‌كه آن كار را نسبت به پدر وبرادرت كردند . » حسين عليه السّلام فرمود : « دربارهء آنچه گفتى ، خواهم انديشيد . » گويند : چون روز سوّم رسيد ، عبد اللّه بن عبّاس باز به حضور امام حسين عليه السّلام آمد وگفت : « اى پسر عمو ! به مردم كوفه نزديك مشو كه قومي حيله‌گرند ودر همين شهر بمان كه سرور وسالار مردمانى واگر نمىپذيرى ، به يمن برو كه در آن حصارها ودره‌هاى استوارى است وسرزمين گسترده ووسيعى است وگروهى از شيعيان پدرت آن‌جايند . در عين حال كه از مردم دور خواهى بود ، داعيان خود را به سرزمينها مىفرستى واميدوارم اگر چنين كنى ، آنچه مىخواهى در سلامت به‌دست آرى . » ( 1 ) امام حسين عليه السّلام فرمود : « اى پسرعمو ! به خدا سوگند مىدانم كه تو خيرخواه مهربانى ؛ ولى من تصميم به رفتن گرفته‌ام . » -